توسعه آرایش دختران آرایش صورت سرگرمی

توسعه: آرایش دختران آرایش صورت سرگرمی عکس منتخب روز

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی درویش نیستم/ اثاثیه خانه‌ام را به زلزله‌زدگان اهدا کردم ، نیروی انتظامی من را کتک زد و عصبانی شدم، محمد ثلاث

متهم پرونده اتفاق خیابان پاسداران گفت: بنده چند هنگامی که بود که در گروه دراویش بودم ولی درویش نیستم.

درویش نیستم/ اثاثیه خانه‌ام را به زلزله‌زدگان اهدا کردم ، نیروی انتظامی من را کتک زد و عصبانی شدم، محمد ثلاث

محمد ثلاث: درویش نیستم/ نیروی انتظامی من را کتک زد و عصبانی شدم/ اثاثیه منزل ام را به زلزله زدگان اهدا کردم

عبارات مهم : ایران

متهم پرونده اتفاق خیابان پاسداران گفت: بنده چند هنگامی که بود که در گروه دراویش بودم ولی درویش نیستم.

متهم پرونده اتفاق خیابان پاسداران گفت: بنده چند هنگامی که بود که در گروه دراویش بودم ولی درویش نیستم. نیروی انتظامی موظف است نظم را برقرار کند نه اینکه با چماق مردم را بزند. ۱۷ جای شکسته روی سر من وجود دارد آنها اول چندین ضربه به من وارد کردند و باعث خشم من شدند.

به گزارش ایلنا، در ادامه پیگیری به پرونده متهم عامل شهادت سه مامور نیروی انتظامی در قائله خیابان پاسداران پایتخت کشور عزیزمان ایران که صبحگاه امروز در دادگاه کیفری ۱ برگزار شد، اردشیر سبحانی نماینده حقوقی نیروی انتظامی پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ و وکیل خانواده شهیدان رضا امامی، محمدعلی بایرامی و رضا مرادی علمدار با حضور در جایگاه گفت: با توجه به اقرار سریع، عمدی بودن، اخلال در نظم متهم که در لایحه به دادگاه ارائه شده است است از طرف خانواده و فرمانده نیروی انتظامی پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ اشد مجازات جهت متهم را از دادگاه خواستارم.

درویش نیستم/ اثاثیه خانه‌ام را به زلزله‌زدگان اهدا کردم ، نیروی انتظامی من را کتک زد و عصبانی شدم، محمد ثلاث

وی ادامه داد: در این واقعه مومن ترین و بااخلاق ترین جوانان که مظلومانه و بدون سلاح جهت جلوگیری از وقوع درگیری و تعرض به دراویش در صحنه حاضر شده است بودند، به شهادت رسیدند. این افراد می توانستند با سلاح در آن واقعه حضور داشته باشند ولی بدون سلاح و جهت امنیت مردم در آن اتفاق حضور داشتند.

نماینده حقوقی نیروی انتظامی با اشاره به شهدای این اتفاق گفت: شهید بایرامی ۲۳ سال سن داشت و ۴۰ روز از نامزدی اش می گذشت او هنوز طعم شیرین ازدواج را درک نکرده بود و سه ماه و اندی بود که در نیروی انتظامی خدمت می کرد. این شهید بدون سلاح در محل اتفاق بود و خود آسیب دید تا کسی آسیب نبیند. او از اقشار مستضعف و از پدر و مادری کارگر بود.

متهم پرونده اتفاق خیابان پاسداران گفت: بنده چند هنگامی که بود که در گروه دراویش بودم ولی درویش نیستم.

سبحانی با اشاره به شهید امامی گفت: شهید امامی ۲۱ سال سن داشت و با شوق و انگیزه در نیروی انتظامی خدمت می کرد اگر چه مدت خدمت این شهید در نیروی انتظامی کوتاه بود ولی او از پرسنل خوش اخلاق و با ایمان نیروی انتظامی بود. شهید امامی از اقشار کم درآمد و از قشر کارگر حامعه بود.

وی درخصوص شهید مرادی هم گفت: شهید مرادی با ۱۹ سال سن در لباس شریف سربازی در محل اتفاق حضور داشت او از خانواده ای زحمتکش بود که قصد داشت بعد از آخر خدمت به کمک خانواده برود. این شهید بدون سلاح سرد و گرم در محل اتفاق حضور داشت تا کسی آسیب نبیند.

سبحانی خطاب به قاضی دادگاه گفت: آیا پاسخ خدمت صادقانه این است که با اتوبوس زیر گرفته شوند و حتی اجساد آنها به مشکل شناسایی شود. متهم که خود را به دراویش وابسته می داند اگرچه دراویش از او تبری جستند دارای شخصیتی مسئله دار است و از لحاظ اجتماعی جایگاهی ندارد. او دو طلاق و جدایی را در زندگی خود تجربه کرده و مدتی بود که در اتوبوس زندگی می کرده است.

درویش نیستم/ اثاثیه خانه‌ام را به زلزله‌زدگان اهدا کردم ، نیروی انتظامی من را کتک زد و عصبانی شدم، محمد ثلاث

نماینده حقوقی نیروی انتظامی خاطرنشان کرد: من با نمایندگی از فرماندهی پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ و وکالت از خانواده شهدا تقاضای اشد مجازات را جهت متهم خواستارم.

در ادامه قاضی دادگاه با حضور محمدثلاث در جایگاه از او خواست تا خود را معرفی کرده و راجع به اتهامات خود توضیح دهد.

متهم پرونده اتفاق خیابان پاسداران گفت: بنده چند هنگامی که بود که در گروه دراویش بودم ولی درویش نیستم.

ثلاث با بیان اینکه از خداوند متعال جهت خانواده های داغدیده تقاضای صبر و جهت خودم رحمت می خواهم، گفت: بنده چند هنگامی که بود که در گروه دراویش بودم ولی درویش نیستم و اگرچه دراویش من را قبول ندارند ولی من آنها را دوست دارم.

وی با اشاره به سخن بزرگ دراویش گفت: دراویش معتقدند زندگی جز صلح و دوستی و صفا چیزی نیست. من به اینها اعتقاد دارم البته در آن لحظه به علت خشم علی رغم آن عمل کردم.

درویش نیستم/ اثاثیه خانه‌ام را به زلزله‌زدگان اهدا کردم ، نیروی انتظامی من را کتک زد و عصبانی شدم، محمد ثلاث

متهم پرونده شهادت سه مامور نیروی انتظامی با بیان اینکه ساکن پایتخت کشور عزیزمان ایران بوده هست، گفت: من فرزند اسدالله ۵۰ ساله هستم که مدتی است متارکه کرده ام. ۱۲ سال است در پایتخت کشور عزیزمان ایران زندگی می کنم و شیعه ۱۲ امامی هستم.

ثلاث با اشاره به سوابق کیفری خود گفت: مدتی به علت اینکه ضامن فردی شده است بودم در زندان حضور داشتم و بعد از فروش اتوبوس و رد مال آزاد شدم. همچنین به علت حضور در درگیری های قم و اخلال در نظم عمومی بازداشت شدم. در سال ۸۸ هم به واسطه پیدا کردن مواد در اتوبوسم به زندان محکوم شدم.

وی با بیان اینکه شش ماه سابقه اعتیاد داشته هست، گفت: کمتر از شش ماه مواد مصرف می کردم که به وسیله فقرا ترک کردم. همچنین در سال ۵۷ هم یک مورد اخلال در نظم عمومی و بانک داشتم که در آن وقت هم دستگیر شدم.

در ادامه قاضی کشکولی خطاب به ثلاث گفت: شغل شما چیست و آیا گوشی دارید و از شبکه های مجازی استفاده می کنید؟

ثلاث در پاسخ گفت: راننده اتوبوس هستم و بیماری روانی ندارم و سابقه خوابیدن بودن به علت روانی بودن ندارم، گوشی دارم ولی از شبکه های مجازی استفاده نمی کنم.

وی در پاسخ به این پرسش که محل سکونت شما در حال حاضر کجاست، گفت: به علت اینکه دستم شکست نتوانستم ۱۰ ماه سرکار بروم و ۱۰ ماه کرایه منزل ام ماند و صاحب منزل ام ۵ میلیون ودیعه را به عنوان کرایه منزل برداشت من هم اسباب و اثاثیه منزل را به زلزله زدگان اهدا کردم و دو ماه مکانی جهت ماندن نداشتم. مدتی را نزد خانواده ام در بروجرد می ماندم و بعد از آن هم ۱۵ روز در اتوبوسی که در گلستان هفتم پاسداران توقف کرده بود ساکن بودم.

در ادامه قاضی پرونده با طرح ماوقعی از پرونده محمد ثلاث گفت: براساس قرائن پرونده محمدثلاث متهم ردیف اول، متهم به قتل عمد رضا مرادی، رضا امامی از طریق حمله و برخورد با وسیله نقلیه در حین رانندگی با اتوبوس سفیدرنگ در خیابان گلستان هفتم پاسداران هست. همچنین او متهم ردیف دوم پرونده به جرم اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد جنجال در خیابان گلستان هفتم پاسداران به همراه سایر افراد که در این اغتشاش حضور داشتند است.

سپس ثلاث با بیان اینکه اتهامات انتسابی را قبول ندارم خطاب به قاضی کشکولی گفت: نیروی انتظامی موظف است نظم را برقرار کند نه اینکه با چماق مردم را بزند. ۱۷ جای شکسته روی سر من وجود دارد آنها اول چندین ضربه به من وارد کردند و باعث خشم من شدند.

وی با بیان اینکه نیروی انتظامی باید به نیروهایش آموزش می داد که ما را کتک نزنند، گفت: شب پیش از اتفاق یکی از برادران ایمانی ام به نام نعمت الله ریاحی با من بود ولی صبح فردا او را به اتهام دزدی خودروی پراید دستگیر کردند. چگونه ممکن است شخصی که سه هکتار باغ دارد، ماشین بدزدد.

سپس قاضی خطاب به ثلاث گفت: انگیزه شما از حضور در خیابان پاسداران چه بود؟

ثلاث پاسخ داد: دادستان شعبه سوم حکم جلب بزرگ دراویش یعنی نورعلی تابنده را صادر کرده بود و قصد داشتند او را بازداشت کنند. دراویش من را از خود نمی دانند ولی ما بزرگمان را دوست داریم و نمی خواستیم قاضی این حکم را بدهد.

وی در پاسخ به این پرسش که از چه طریق متوجه حکم جلب بزرگ دراویش شده است ای گفت: من در اینترنت حضور ندارم ولی از طریق گوشی تلفن همراه فقرا متوجه حکم جلب صادرشده جهت بزرگ دراویش شدم.

ثلاث خاطرنشان کرد: من سواد چندانی ندارم و چهار کلاس زیاد درس نخوانده ام و از این چیزها سر درنمی آورم.

قاضی خطاب به ثلاث گفت: سه نفر در رابطه با اتهام شما فوت کردند آیا شما این عنوان را قبول دارید؟

ثلاث به قاضی گفت: من راننده اتوبوس بودم و مالک را نمی شناسم. آن اتوبوس در محل پارک بود. در شب اتفاق هم سوئیچ روی اتوبوس قرار داده شده است بود ولی من از کسی اجازه ای جهت این کار نگرفتم.

وی ادامه داد: من حدود ۱۵ روز بود که در اتوبوس حضور داشتم و صندلی هایش را باز کرده بودم تا بتوانم در آنجا استراحت کنم. دو الی سه روز قبل از اتفاق صاحب اتوبوس به این کار ما اعتراض کرده بود و می خواستم صندلی های اتوبوس را دوباره در سر جایش قرار دهم.

قاضی کشکولی خطاب به ثلاث گفت: در اتوبوس لوازم آشپزخانه و استراحت و مواد غذایی کشف شده است بود و از آن به عنوان مسکن استفاده می شده. آیا این عنوان را قبول دارید؟

ثلاث پاسخ داد: بله هر شب ۲۵ الی ۳۰ نفر از افراد متفاوت در آنجا حضور داشتند که اهل پایتخت کشور عزیزمان ایران نبودند و جهت زیارت در حسینیه به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آمدند و شب ها در اتوبوس می ماندند.

وی ادامه داد: در زمانی که اتوبوس را می راندم کسی سرنشین اتوبوس نبود و کسی به من نگفته بود که این کار را انجام دهم. من به علت ضرباتی که به سرم وارد شده است بود عصبی بودم و از همین رو به سمت نیروی انتظامی حرکت کردم چون نیروی انتظامی من را کتک زده بود به سمت آنان اتوبوس را راندم و عصبی بوده و به حالت خود فکر نمی کردم.

متهم پرونده ادامه داد: به من می گفتند به این فکر نمی کردی که با این کار چهار خانواده را داغدار کرده ای؟ ولی من می گویم آیا من به این فکر کرده بودم که بعد از پایین آمدن از اتوبوس چه بلایی بر سر من می آید؟ مسلما نه. چون به شدت عصبی بودم و در آن لحظه اختیار در دست من نبود حتی جلوی پایم را نمی دیدم و از خشم هیچ چیز نمی فهمیدم.

قاضی کشکولی خطاب به ثلاث گفت: آیا قبول داری سه نفر به علت خشم تو به قتل رسیدند؟

ثلاث در پاسخ به قاضی کشکولی گفت: بله، نتیجه عملکرد من باعث شد سه نفر به قتل برسند.

در ادامه مستشار شعبه از ثلاث پرسید: شما ادعا می کنید به علت ضرباتی که به سرتان وارد شده است بود به سمت نیروی انتظامی با اتوبوس حمله کردید، آیا دیگر دوستان شما در این غائله نبودند و کتک نخوردند؟

ثلاث پاسخ داد: من عصبانی شدم ولی آنها عصبانی نشدند.

واژه های کلیدی: ایران | اتوبوس | پرونده | اتوبوس | نیروی انتظامی | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz